يحيى دولت آبادى
12
حيات يحيى ( فارسى )
گفتهاند مسجد و مدرسه و كاروانسراى بسيار دارد مردمش فقير و كاسب هستند حبوبات و بنشن تهران را اغلب از قزوين مىبرند و باينواسطه مختصر تجارت داخلى دارد از زراعتش هم فايده مىبرند مربا و فواكه آن خصوصا پسته و انگور و هندوانهاش به خوبى معروف است شيخ عبد الجليل مؤلف كتاب ابواب الجنان و صاحب تاريخ گزيده و نزهة القلوب و مير عماد خوشنويس استاد خط نستعليق از اين شهر بودهاند . آقا باقر سعد السلطنه مهمانخانهئى در اين شهر ساخته و چون راه شوسه تهران واگذار بروس شده اين مهمانخانه هم با هرچه به آن تعلق داشته مجانا تسليم روسها گشته است آثار شهريتى كه در اين شهر ديده مىشود فقط خيابانى است به طول كم و عرض زياد كه يك طرفش سر در عالىقاپى و عمارت دولتى است و يكطرف ديگر كه محاذات با عالىقاپى دارد همان مهمانخانه است ميرزا رضا خان مدير راه شوسه يكى از اشخاص وطندوست مىباشد اسباب آسايش مسافرين مخصوصا مشروطه خواهان متوارى شده يا تبعيد گشته را صميمانه فراهم مىكند و هم از مجاهدين وطنپرست ابو القاسمخان محمودزاده همدانى است در مهمانخانه قزوين كه خود را مأمور راهنمائى بمهاجرين و مساعدت نمودن با آنها ميداند وجود اين دو تن را در اين مركز مغتنم شمرده مرا مساعدت مينمايند من در حركت شتاب دارم ولى بورود قزوين خبر ميرسد سيل شديدى در رودبار آمده خرابى بسيار وارد آورده متجاوز از هزار درخت زيتون كهن را از ريشه درآورده ده نفر از اهل رودبار را آب برده جنازه آنها را بعد از چند روز در چند فرسنگى كنار رودخانه بدست آوردهاند خانهاى بسيار و املاك زياد را ويران نموده است از جمله راه شوسه را هم از مهمانخانه رودبار تا رستمآباد خراب كرده ناچار بايد دو سه روز معطل شد تا راه عبورى بدست آيد از اين جهت سى ساعت بطور خفا در قزوين ميمانم و بعد روانه ميشوم . شامگاه دوشنبه دهم شعبان بمهمانخانه بككندى رسيده مهمانخانه بر فراز تپه بلند و جاى خوش هوائى است بناى بسيار محقر دارد ميخواهم بگذرم نايب آنجا ميرزا حسن خان اصفهانى مرا شناخته شب را بمهربانى و اصرار او در آنجا ميمانم